vibrator

کلمات مرتبط(vibrator):بازگشت به واژه vibratorignition vibrator
immersion vibrator
induction vibrator
internal vibrator
synchronous vibrator
vibrator coil

نوسان گير،دستگاه ماساژ،ويبراتور،وسيله ارتعاش ،وسيله نوسان ،مرتعش کننده ،لرزانگر،ارتعاش کننده ،نوسان کننده
علوم مهندسى : ويبراتور
الکترونيک : لرزه گر
عمران : دستگاهى که در ملات بتن نهاده و هواى داخل بتن را تخليه مى کند
روانشناسى : دستگاه ارتعاش
علوم هوايى : منبع مکانيکى توليد نوسانات سينوسى که اغلب براى تست بکار ميرود
علوم نظامى : نوسان ساز ويبراتورکلمات مرتبط(6)


ارتعاش کننده ، نوسان کننده .ارتعاش کننده ، نوسان کننده .وسیله ارتعاش و نوسان ، مرتعش کننده ، لرزانگر.


vibrator

Từ điển WordNet

    n.

  • a mechanical device that vibrates

    a reed is the vibrator that produces the sound

  • mechanical device that produces vibratory motion; used for massage