swivel

کلمات مرتبط(swivel):بازگشت به واژه swivelmooring swivel
snap swivel
stacking swivel
steering swivel
swivel block
swivel chair
swivel gun
swivel joint
swivel knee
swivel piece
swivel table
swivel vise

نوسان کردن ،روى محور گرداندن يا گرديدن چرخيدن ،نوسان ،مفصل گردان ،هرزه گرد( ماهيگيرى)،مفصل گردنده ،مدبر،اتصال گردنده اتصال لولايى ،چرخيدن ،گشتن ،حلقه خود گرد،گردنده ،حلقه گردان ،قسمت گردند ه ميخ ياپيچ سرپهن ،روى محورگرديده ،چرخاندن
علوم مهندسى : حلقه گردان
معمارى : لولاى پاشنه گرد
ورزش : هرزه گرد
علوم نظامى : چشمى خود گرد
علوم دريايى : چشمى خود گردکلمات مرتبط(12)


گردنده ، حلقه گردان ، قسمت گردند ه میخ یاپیچ سرپهن ، روی محورگردیده ، چرخاندن .


swivel

Từ điển WordNet

    n.

  • a coupling (as in a chain) that has one end that turns on a headed pin