supra

کلمات مرتبط(supra):بازگشت به واژه suprasupra orbital
vide supra

پيشوندى بمعنى بالا و روى و مافوق ،بعلاوه ،قبلا،ببالا نگاه کنيد،بفوق مراجعه شودکلمات مرتبط(2)


acceptance supra protest قبولي برات نکول شده توسط شخص ثالث در ازاء دريافت حق العمل

payment supra protest (see also: payment for honor) پرداخت برات نکول شده توسط شخص ثالث به منظور حفظ اعتبار مديون

supra Lat. فوقأ، در بالا


پیشوندی بمعنی بالا و روی و مافوق، بعلاوه ، قبلا، ببالا نگاه کنید، بفوق مراجعه شود.


supra

Từ điển WordNet

    adv.

  • at an earlier place; above

    see above