کلمات مرتبط(slump):بازگشت به واژه slumpcollapse slump
normal slump
slump test
true slump
کسادى بازار،زمين باتلاقى ،کاهش فعاليت ،رکود،دوره رخوت ،افت ،ريزش ،يکباره پايين امدن يا افتادن ،يکباره فرو ريختن ،سقوط کردن ،خميده شدن
معمارى : نشست
بازرگانى : رکود اقتصادى ،کاهش موقتى در فعاليت هاى اقتصادى رکود موقتى
ورزش : بازى ضعيف و باختنکلمات مرتبط(4)
زمین باتلاقی، کاهش فعالیت، رکود، دوره رخوت، افت، ریزش، یکباره پائین آمدن یا افتادن ، یکباره فرو ریختن ، سقوط کردن ، خمیده شدن .
slump noun
ADJ. world/worldwide | economic, housing, price, property, sales
PREP. in a ~ The economy is in a slump. | into ~ The industry is sinking into slump. | ~ in Estate agents were badly hit by the slump in property prices.
n.
the team went into a slump
a gradual slack in output
a drop-off in attendance
a falloff in quality