برداشته شدنى ،باز و بسته شونده ،قابل انتقال ،برداشتنى ،رفع شدنى ،قابل رفع ،برچيدنى ،زدودنى علوم مهندسى : معزول شدنى معمارى : قابل سوار و پياده کردن قانون ـ فقه : قابل عزلکلمات مرتبط(3)
برداشتنی، قابل رفع، برچیدنی، زدودنی.برداشتنی، رفع شدنی.
removable
Từ điển WordNet
adj.
capable of being removed or taken away or dismissed