pug

کلمات مرتبط(pug):بازگشت به واژه pugpug faced
pug mill
pug nose
pug nosed

ضايعات غله ،کاه ،خاشاک گندم ،تفاله سيب ،ادم محبوب ،فاحشه ،کرجى بان ،سگ کوتاه قامت چينى ،بينى کوتاه وبزرگ وسرببالا،ادم کوتوله ،طره گيسو،خاک رس ،از بيخ دراوردن ،کندن ،ميناکارى کردن ،سيخونک زدن
ورزش : بوکسورکلمات مرتبط(4)


ضایعات غله ، کاه ، خاشاک گندم، تفاله سیب، آدم محبوب، فاحشه ، کرجی بان ، سگ کوتاه قامت چینی، بینی کوتاه وبزرگ وسرببالا، آدم کوتوله ، طره گیسو، خاک رس، از بیخ درآوردن ، کندن ، میناکاری کردن ، سیخونک زدن .


pug

Từ điển WordNet

    n.

  • small compact smooth-coated breed of Asiatic origin having a tightly curled tail and broad flat wrinkled muzzle; pug-dog