peel

کلمات مرتبط(peel):بازگشت به واژه peelapple-peel
orange peel
peel 2

گذراندن گوى حريف از دروازه کروکه ،برج ،قلعه ،پوست انداختن ،پوست کندن ،کندن ،پوست ،خلال ،نرده چوبى ،محجر
علوم مهندسى : حلال
معمارى : دژ
ورزش : مساوىکلمات مرتبط(3)


پوست انداختن ، پوست کندن ، کندن ، پوست، خلال، نرده چوبی، محجر.


peel

Từ điển WordNet


English Synonym and Antonym Dictionary

peels|peeled|peeling
syn.: pare skin strip