کلمات مرتبط(pasty):بازگشت به واژه pastypasty faced
چسب مانند،خمير مانند،کلوچه قيمه دار،شيرينى ميوه دار،خميرىعلوم مهندسى : چسبناککلمات مرتبط(1)
چسب مانند، خمیر مانند، کلوچه قیمه دار، شیرینی میوه دار، خمیری.
n.
adj.
he looked pasty and red-eyed
a complexion that had been pastelike was now chalky white