کلمات مرتبط(multiplex):بازگشت به واژه multiplexmultiplex mode
multiplex system
multiplex telegraphy
multiplex wave winding
time division multiplex
unitas multiplex
دستگاه مولتى پلکس ،تسهيم کردن ،تسهيم ،چندتايى ،متعدد،مرکب ،(درتلفن وتلگراف )چند خبر را همزمان بر روى يک سيم فرستادن
کامپيوتر : مخابره ترکيبى
علوم نظامى : دستگاه پرژکتورى که چند عکس را روى هم مخلوط مى کند وسيله چند چانلىکلمات مرتبط(6)
چندتائی، متعدد، مرکب، ( درتلفن وتلگراف ) چند خبر را همزمان بر روی یک سیمفرستادن .تسهیم کردن ، تسهیم.
n.
adj.
manifold reasons
our manifold failings
manifold intelligence
the multiplex opportunities in high technology
the multiplex problem of drug abuse