کلمات مرتبط(module):بازگشت به واژه moduleadjustable proportional module (apm)
dummy module
load module
memory module
object module
personality module
program module
real module
single in line memory module
مدول ،پيمون ،مدل موشکى ،اطاقک نمونه پيش ساخته واحد نمونه براى اندازه گيرى ،بخش( در برنامه ها)،حدود،حوزه ،گنجايش ،طرح ،نقشه کوچک ،واحد اندازه گيرى ،مقياس مدل ،نمونه ،قسمتى از سفينه فضايى ،اتاقک ،پيمانه ،واحد
علوم مهندسى : ضريب
کامپيوتر : ماژول
معمارى : ميزان
روانشناسى : بخش
علوم نظامى : مدلهاى نمونه ساختمانىکلمات مرتبط(9)
پیمانه ، واحد.اندازه گیری، حدود، حوزه ، گنجایش، طرح، نقشه کوچک ، واحد اندازره گیری، مقیاسمدل، نمونه ، قسمتی از سفینه فضائی، اتاقک .
module noun
ADJ. individual | compulsory, optional
VERB + MODULE do, study I'm doing two optional modules. | complete | divide sth into The course material is divided into four modules.
n.