کلمات مرتبط(mesh):بازگشت به واژه meshgrid mesh
mesh aperture
mesh connection
mesh iron
mesh reinforcement
mesh work
orthogonal mesh reinforcement
the meshes of a sieve mesh
wire mesh
منفذ،روزنه ،حلقه ،شبکه سرند،غربال ،الک ،تورى ،سرند،درگير کردن( چرخ دنده ها)،:)n.vi.&vt.(سوراخ تور،پشه بند،سوراخ ،چشمه ،تور مانند يا مشبک کردن ، :)vt.&vi.(بدام انداختن ،گير انداختن ،شبکه ساختن ،تورساختن ،جور شدن ،درهم گيرافتادن( مثل دنده هاى ماشين)،تنيده ،بافته
علوم مهندسى : شبکه
عمران : درگير کردن
معمارى : کم
شيمى : چشمهکلمات مرتبط(9)
تنیده ، بافته .(.vtand .vi.n):سوراخ تور پشه بند، سوراخ، چشمه ، شبکه ، تور مانند یا مشبک کردن ، (.viand .vt): بدام انداختن ، گیر انداختن ، شبکه ساختن ، تورساختن ، جور شدن ، درهمگیرافتادن ( مثل دنده های ماشین ).
n.
a 100 mesh screen
100 mesh powdered cellulose
the engagement of the clutch
the meshing of gears
an interlocking of arms by the police held the crowd in check