کلمات مرتبط(loom):بازگشت به واژه loomcircular loom
hand-loom
هاله روشنايى ،کارگاه بافندگى ،دستگاه بافندگى ،نساجى ،جولايى ،متلاطم شدن(دريا)،ازخلال ابريا مه پديدارشدن ،ازدور نمودار شدن ،بزرگ جلوه کردن ،رفعت ،بلندى ،جلوه گرى از دور،پديدارازخلال ابرها
ورزش : قسمت ميانى پارو
علوم نظامى : هاله فار دريايى
علوم دريايى : دسته پاروکلمات مرتبط(2)
کارگاه بافندگی، دستگاه بافندگی، نساجی، جولائی، متلاطم شدن (دریا)، ازخلال ابریا مه پدیدارشدن ، ازدور نمودار شدن ، بزرگ جلوه کردن ، رفعت، بلندی، جلوه گری از دور، پدیدارازخلال ابرها.
n.
v.
Another air plane loomed into the sky
The huge sculpture predominates over the fountain
Large shadows loomed on the canyon wall
The terrible vision brooded over her all day long