وضع کردن ماليات ،اخذ ماليات ،هزينه ،سربازگيرى اجبارى ،سرباز مزدور،وضع ماليات ،ماليات بندى ،خراج ،وصول ماليات ،باج گيرى ،تحميل ،نام نويسى ،ماليات بستن بر،جمع اورى کردن قانون ـ فقه : سرباز گيرى بازرگانى : ماليات وضع کردن علوم نظامى : نام نويسى از داوطلبان سربازىکلمات مرتبط(8)
levy وضع و وصول ماليات، ماليات، مبلغ ماليات، توقيف و فروش مال (براي پرداخت دين يا محکوم به)
وضع مالیات، مالیات بندی، مالیات، خراج، وصول مالیات، باج گیری، تحمیل، نام نویسی، مالیات بستن بر، جمع آوری کردن .
levy
Từ điển WordNet
n.
a charge imposed and collected
the act of drafting into military service; levy en masse