کلمات مرتبط(keel):بازگشت به واژه keeldrop keel
even keel
keel area
keel block
keel depth
keel shaped
to keel over
پاه تخته ،ستون فقرات( کشتى)،کيل ناو،وارونه شدن يا کردن خط کف ناو،تير ته کشتى ،حمال کشتى ،صفحات اهن ته کشتى ،وارونه کردن( کشتى)،وارونه شدن ،کشتى زغال کش ،عوارض بندرى ،خنک کردن ،مانع سررفتن ديگ شدن ،خنک شدن ،(مج).،(با )overواژگون شدن ،افتادن
نجوم : جوء جوء
ورزش : تير اصلى کف قايق
علوم نظامى : ستون عرضى مرکزى ناو
علوم دريايى : ستون فقراتکلمات مرتبط(7)
تیر ته کشتی، حمال کشتی، صفحات آهن ته کشتی، وارونه کردن ]کشتی[، وارونه شدن ، کشتیزغال کش، عوارض بندری، خنک کردن ، مانع سررفتن دیگ شدن ، خنک شدن ، ] مج. [ دلسردشدن ، (باover) واژگون شدن ، افتادن .
n.