gift inter vivos (inter vivos Lat.) (see also: absolute gift) هبهinter alia Lat. ضمنا، از جمله inter alios Lat. بين سايرين، بين ساير اشخاص، بين اشخاص نا آشنا با موضوع مورد بحثinter partes Lat. بين طرفينinter partes, Lat. judgment (see also: judgment in personam) حکم بين طرفين دعويinter partes, Lat. papers اسناد حاوي تعهدات و انتقالات متقابل طرفينinter se Lat. بين خود ايشانinter sese Lat. بين خود ايشانinter vivos Lat. (معامله) بين اشخاص زندهjudgment inter partes حکم بين طرفين دعويpapers inter partes اسناد حاوي تعهدات و انتقالات متقابل طرفينres inter alios acta Lat. معاملات يا رويدادهايي که خوانده يا متهم در آنها دخالت نداشته يا به وي مربوط نبوده، مسموع نيستres inter alios acta alteri nocere non debet Lat. (see also: privity of contract) قرارداد بين دو نفر نمي تواند موجب اضرار شخص ثالث شود، اصل نسبي بودن قراردادها
در خاک نهادن ، مدفون ساختن ، در قبر نهادن ، زیر خاک پوشاندن .