کلمات مرتبط(inset):بازگشت به واژه insetto inset a sheet in a book
نقشه تکميلى ، :)n.(ريزش ،جريان ،دهانه ،وصله ،الحاق ، :)vt.(معين کردن ،معرفى کردن ،افزودن ،اضافه کردن گذاشتنعلوم نظامى : نقشه فرعىکلمات مرتبط(1)
(.n): ریزش، جریان ، دهانه ، وصله ، الحاق، (.vt): معین کردن ، معرفی کردن ، افزودن ، اضافه کردن گذاشتن .
n.
v.