کلمات مرتبط(huddle):بازگشت به واژه huddleto huddle oneself up
to huddle together
to huddle up a piece of work
گردهمايى کوتاه بازيگران پيش از تجمع ،جمع شدن براى دريافت دستور و علامات( فوتبال امريکايى)،روى هم ريختن ،روى هم انباشتن ،ناقص انجام دادن ،ازدحام کردن ،مخفى کردن ،درهم ريختگى ،ازدحام ،اجتماع افراد يک تيم ،کنفرانس مخفيانه
ورزش : جمع شدن براى دريافت دستور و علاماتکلمات مرتبط(3)
روی هم ریختن ، روی هم انباشتن ، ناقص انجام دادن ، ازدحام کردن ، مخفی کردن ، درهم ریختگی، ازدحام، اجتماع افراد یک تیم، کنفرانس مخفیانه .
n.
a huddle of frightened women
v.
let's huddle together--it's cold!
They huddled outside in the rain