کلمات مرتبط(gait):بازگشت به واژه gaita weary gait
he has a rocking gait
of a graceful gait
slow gait
خرامش ،راه رفتن ،(در اسب )يورتمه روى ،گام برداشتن ،قدم زدن ،خراميدن
روانشناسى : شيوه راه رفتن
ورزش : طرز حرکت پاهاى اسبکلمات مرتبط(4)
گام، خرامش، راه رفتن ، ( در اسب ) یورتمه روی، گام برداشتن ، قدم زدن ، خرامیدن .
gait noun
ADJ. rolling, strolling, stumbling, waddling
PREP. with a ~ He walked with a rolling gait.
n.