کلمات مرتبط(fixation):بازگشت به واژه fixationfather fixation fixation of affect fixation pause fixation point fixation process nitrogen fixation visual fixation
تعيين ،تثبيت ،تحکيم ،دلبستگى زياد،عشق زياد،خيره شدگى ،تعلق خاطر،ثابت کردنمعمارى : ثابت کردنروانشناسى : تثبيتکلمات مرتبط(7)
تعیین ، تثبیت، تحکیم، دلبستگی زیاد، عشق زیاد، خیره شدگی، تعلق خاطر، ثابتکردن .
n.