کلمات مرتبط(facsimile):بازگشت به واژه facsimilefacsimile recorder facsimile transceiver
فاکس ،نمابرد،رونوشت گرفتن ،عکس راديويى ، )fax(رونوشت عينى ،رونوشت ،گروار،کليشه عين متن اصلىعلوم مهندسى : کپيه کردنکامپيوتر : پست تصويرىالکترونيک : عکاسى راديويىقانون ـ فقه : رونوشت مصدقعلوم نظامى : عکس تله فتوکلمات مرتبط(2)
(fax) رونوشت عینی.گروار، کلیشه عین متن اصلی، رونوشت، عین .
n.
v.
Can you fax me the report right away?