EXW: EX Works (... named place) تحويل در محل کارخانه (... محل تعيين شده) DES: Delivered Ex Ship (... named place of destination) تحويل از کشتي (... بندر مقصد تعيين شده) actio ex contractu Lat. دعوي ناشي از قرارداد، دعوي مبتني بر مسئوليت قرارداديactio ex delicio Lat. دعوي شبه جرمactio ex maleficio Lat. دعوي شبه جرمcommodum ex injuria sua nemo habere debet Lat. هيچکس نبايد از عمل زيانبار خود منتفع شودex aequo et bono Lat. از روي انصاف، کدخدا منشانهex cathedra Lat. طبق اختيارات محوله، به اعتبار سمتex contractu Lat. ناشي از قراردادex debito justitiae Lat. به اقتضاي عدالات، به موجب حقex delicto Lat. ناشي از شبه جرم، مبتني بر شبه جرم، ناشي از تخطي يا تجاوز، ناشي از عدم انجام وظيفهex dock (see also: ex quay, ex wharf) در اسکله (قيمت کالا تا بندر مبدأ، به علاوه هزينه تخليه و عوارض گمرکي) ex dolo malo non oritur actio Lat. دعواي مبتني بر عمل خلاف اخلاق يا تقلب مسموع نيستex empto Lat. ناشي از خريد، مبتني بر خريدex factory (see also: ex works) در کارخانه (قيمت کالا بر مبناي تحويل در کارخانه) ex gratia Lat. رايگان، مجاني، بلاعوضex mero motu Lat. (see also: ex proprio motu, sua sponte) رأسأ، داوطلبانه (رأسأ عمل کردن دادگاه به منظور جلوگيري از بي عدالتي) ex necessitate Lat. الزامأ، بالضروره، لدي الاقتضاءex nudo pacto non nascitur actio Lat. از عقد غير معوض دعوايي ناشي نمي شودex nudo pacto non oritur actio Lat. از عقد غير معوض دعوايي ناشي نمي شودex officio Lat. به اعتبار سمت و مقامex parte Lat. يکجانبه، منحصرأ براي يک طرف، منحصرأ به درخواست يک طرفex parte Lat. hearing جلسه دادرسي با حضور يک طرف دعويex post facto Lat. بعد از وقوع حادثه، معطوف به ماسبقex proprio motu Lat. (see also: ex mero motu, sua sponte) رأسأ، داوطلبانه (رأسأ عمل کردن دادگاه به منظور جلوگيري از بي عدالتي) ex proprio vigore Lat. به اعتبار خود، اعتبار ذاتيex quay (see also: ex dock, ex wharf) در اسکله (قيمت کالا تا بندر مبدأ، به علاوه هزينه تخليه و عوارض گمرکي) ex turpi causa non oritur actio Lat. دعواي مبتني بر فساد قابل طرح نيستex wharf (see also: ex dock, ex quay) در اسکله (قيمت کالا تا بندر مبدأ، به علاوه هزينه تخليه و عوارض گمرکي) ex works (see also: ex factory) در کارخانه (قيمت کالا بر مبناي تحويل در کارخانه) obligations ex delicto Lat. (see also: irrecusable obligations, tortious liability) ضمان قهري
ex
Từ điển WordNet
n.
a man who was formerly a certain woman's husband; ex-husband
a woman who was formerly a particular man's wife; exwife
all his exes live in Texas
the 24th letter of the Roman alphabet; X, letter x