کلمات مرتبط(ether):بازگشت به واژه etherabsolute ether
crown ether
enol ether
ether catalyzed addition
ether extract
ethyl ether
petrolum ether
(بعقيده قدما )عنصراسمانى ،اتر،اثير،جسم قابل ارتجاعى که فضاوحتى فواصل ميان ذرات اجسام را پر کرده و وسيله انتقال روشنايى و گرما ميشود،مايع سبکى که از تقطير الکل و جوهر گوگردبدست ميايدو براى بيهوش کردن اشخاص بکار مى رود
الکترونيک : اتر
شيمى : اتر
روانشناسى : اتر
نجوم : فلک فارکلمات مرتبط(7)
(بعقیده قدما)عنصرآسمانی، اتر، اثیر، جسم قابل ارتجاعی که فضاوحتی فواصل میان ذرات اجسام را پر کرده و وسیله انتقال روشنائی و گرما میشود، مایع سبکی که از تقطیر الکلو جوهر گوگردبدست میایدو برای بیهوش کردن اشخاص بکار می رود.
n.