کلمات مرتبط(errant):بازگشت به واژه errantknight errant
عيار،اواره ،سرگردان ،حادثه جو،کمراه ،منحرف ،بدنامکلمات مرتبط(1)
عیار، آواره ، سرگردان ، حادثه جو، کمراه ، منحرف، بدنام.
adj.
errant youngsters
an errant breeze