کلمات مرتبط(emulsion):بازگشت به واژه emulsionalmond emulsion
bitumen emulsion
emulsion injection
emulsion laser storage
emulsion lubricant
emulsion polymerization
emulsion stabilizer
panchromatic emulsion
stability of an emulsion
شناوين ،عصاره ،چکيده ،شيره ،امولسيون ،شيرابه ،تعليق جسمى بصورت ذرات ريز وپايدار در محلولى( مانند ذرات چربى در شير)،ذرات چربى دراب
علوم مهندسى : شيره
معمارى : دوغاب
شيمى : امولسيون
زيست شناسى : امولسيون
علوم هوايى : شيرابهکلمات مرتبط(9)
شیرابه ، تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی ( مانند ذرات چربی در شیر)، ذرات چربی درآب.
n.
an oil-in-water emulsion