کلمات مرتبط(cramp):بازگشت به واژه crampcramp hand writing
cramp of stomach
cramp-fish
cramp-iron
to cramp up
writer's cramp
گرفتگى عضله ،چنگه ،چنگوک ،گرفتگى عضلات ،انقباض ماهيچه در اثر کار زياد،دردشکم ،محدودکننده ،حصار،سيخدار کردن ،محدود کردن ،درقيد گذاشتن ،جاتنگ کردن
معمارى : پيچ دستى درودگرى
روانشناسى : گرفتگى عضلانى
ورزش : چنگه ،گرفتگى عضلانىکلمات مرتبط(6)
چنگه ، چنگوک ، گرفتگی عضلات، انقباض ماهیچه در اثر کار زیاد، دردشکم، محدودکننده ، حصار، سیخدار کردن ، محدود کردن ، درقید گذاشتن ، جاتنگ کردن .
cramp noun
ADJ. agonizing, painful | sudden She had a sudden painful cramp in her left leg. | abdominal, stomach
QUANT. attack I was suddenly seized by an attack of cramp.
VERB + CRAMP have
n.