کلمات مرتبط(cork):بازگشت به واژه corkcork borer
cork screw
cork sheet
cork-jacket
cork-oak
he bobded up like a cork
mountain cork
rock cork
the cork went off with apop
waxing cork
بافت چوب پنبه درخت بلوط،چوب پنبه اى ،چوب پنبه گذاشتن( در)،بستن ،راه چيزى( را )گرفتن ،(مج ).در دهن کسى را گذاشتن
علوم مهندسى : چوب پنبه
عمران : چوب پنبه
معمارى : چوب پنبه
شيمى : چوب پنبهکلمات مرتبط(10)
چوب پنبه ، بافت چوب پنبه درخت بلوط، چوب پنبه ای، چوب پنبه گذاشتن ( در)، بستن ، راه چیزی ( را ) گرفتن ، ( مج. ) در دهن کسی را گذاشتن .
n.
v.
The baseball player stuffed his bat with cork to make it lighter