ambiguum placitum interpretari debet contra proferentem Lat. دفاع مبهم بايد به ضرر مدافع تعبير و تفسير شود contra bonos mores Lat. خلاف اخلاق حسنهcontra proferentem Lat. (see also: verba ambigua accipuntur contra proferentem) به زبان پيشنهاد کننده، تفسير عليه انشاء کننده (شرط يا شروط مبهم قرارداد به زبان طرفي تفسير مي شود که آن را انشاء کرده است) per contra Lat. برعکس، از طرف ديگرper contra Lat. item / entry رقمي که با طرف ديگر حساب موازنه برقرار مي کندvenire contra factum proprium Lat. عمل متناقض با عمل قبليverba ambigua accipuntur contra proferentem Lat. (see also: contra proferentem) شرط يا شروط مبهم قرارداد به زبان طرفي تفسير مي شود که آن را پيشنهاد يا انشاء کرده است)