کلمات مرتبط(console):بازگشت به واژه consolecomputer control console
console operator
console printer
console type writer
console-table
control console
display console
duplex console
master console
operator console
systems console
پايانه نمايش ،کنسول ،پايانه فرمان ،تير يک طرف گيردار،سگدست ،صفحه نشان دهنده علايم دلدارى دادن ،دلدارى دادن ،تسلى دادن ،تسليت دادن ،ميز زير راديو ياتلويزيون ياارگ وپيانو،پيشانه ،ميزفرمان
کامپيوتر : ميز فرمان
معمارى : تير يک طرف بسته
علوم نظامى : تسلى دادنکلمات مرتبط(11)
پیشانه ، میزفرمان .دلداری دادن ، تسلی دادن ، تسلیت دادن ، میز زیر رادیو یاتلویزیون یاارگ وپیانو.
n.
the bust of Napoleon stood on a console