chock

کلمات مرتبط(chock):بازگشت به واژه chockchock full
chock-full
filter chock
zigzag chock

گوه)goveh(،تکه چوبى که چرخ يا چليکى را ازغلتيدن بازميدارد،از حرکت بازداشتن ،(باچوب )محکم کردن ،محکم ،سفت ،کيپ
معمارى : گوه
ورزش : قطعه فلزى 2 شاخه که طناى مهار ازان ميگذرد
علوم نظامى : چشمى فلزى روى پل
علوم دريايى : چشمى فلزى روى پلکلمات مرتبط(4)


گوه (goveh)، تکه چوبی که چرخ یا چلیکی را ازغلتیدن بازمیدارد، از حرکت بازداشتن ، (باچوب ) محکم کردن ، محکم، سفت، کیپ.


chock

Từ điển WordNet

    n.

  • a block of wood used to prevent the sliding or rolling of a heavy object; wedge

    v.

  • secure with chocks
  • support on chocks

    chock the boat

    adv.

  • as completely as possible; chock-a-block

    it was chock-a-block full