cession

کلمات مرتبط(cession):بازگشت به واژه cessioncession of a right
cession of territory

واگذارى ،نقل وانتقال ،انتقال قرض يا دين
قانون ـ فقه : صرفنظر کردن از چيزى و واگذار کردن ان واگذارىکلمات مرتبط(2)


cession تسليم، تفويض، واگذاري، اعراض، انتقال دين


واگذاری، نقل وانتقال، انتقال قرض یا دین .


cession

Từ điển WordNet


English Synonym and Antonym Dictionary

cessions
syn.: ceding