کلمات مرتبط(binder):بازگشت به واژه binderbinder course
binder filler
bitumen binder
bituminous binder
core binder
self binder
self-binder
spell binder
ماشين خرمن کوب ،ماده چسباننده ،چسب ،بست مايه ،چسبان ،مواد چسبنده ،کلاسور پرونده ،پوشه پرونده ،(بافندگى )اهرم جعبه ماکو،الياف پشم که بهم پيوسته ونخ پشم را تشکيل ميدهد،شکم بند زنان( پس از وضع حمل)،رسيد بيعانه ،صاحف ،بند
علوم مهندسى : چسب
الکترونيک : چسب
عمران : ذرات خاک رسى که جهت چسبندگى به شن و ماسه اضافه ميشود
معمارى : چسب مايه
شيمى : رنگپايه
ورزش : نوعى واکس اسکى
علوم نظامى : صحافکلمات مرتبط(8)
( بافندگی ) اهرم جعبه ماکو، الیاف پشم که بهم پیوسته ونخ پشم را تشکیل میدهد، شکمبند زنان ( پس از وضع حمل )، رسید بیعانه ، صاحف، بند.
n.