کلمات مرتبط(bachelor):بازگشت به واژه bachelorbachelor quarters
knight bachelor
مرد مجرد،نواموز جديد ارتش ،بدون عيال ،عزب ،مجرد،مرد بى زن ،زن بى شوهر،مرد يا زنى که بگرفتن اولين درجه ء علمى دانشگاه نائل ميشود،ليسانسيه ،مهندس ،باشليه ،دانشياب
قانون ـ فقه : بى زن
روانشناسى : مرد مجرد
علوم نظامى : ليسانسيه ليسانسکلمات مرتبط(2)
بدون عیال، عزب، مجرد، مرد بی زن ، زن بی شوهر، مرد یا زنی که بگرفتن اولین درجه ئ علمی دانشگاه نائل میشود، لیسانسیه ، مهندس، باشلیه ، دانشیاب.
bachelor noun
ADJ. confirmed He was 38, and a confirmed bachelor. | eligible one of the country's most eligible bachelors
BACHELOR + NOUN days, life | flat, pad | status
n.
v.