کلمات مرتبط(accrue):بازگشت به واژه accrueher courage did accrue
افزايش يافتن ،انباشتن ،افزوده شدن ،منتج گرديدن ،تعلق گرفتنبازرگانى : گسترش يافتنکلمات مرتبط(1)
افزوده شدن ، منتج گردیدن ، تعلق گرفتن .
v.
The interest accrues
The house accrued to the oldest son